کاش زندگی کردن راحت بود!!
کاش زندگی کردن راحت بود !! . آخر باید بهانه ای برای ماندن داشت.
بهانه ای شیرین و دوست داشتنی...دوست داشتن خنده های کسی
شنیدن صدای مهربانی...دیدن آن نگاه خاص،که یک کتاب حرف دارد!!!
و در انتظار ماندن نوازشی!!! سلام و خداحافظی ای که نه تنها ازجدایی ها نمی گوید
بل سر شار از اشتیاق و علاقه و احساس است.اینکه عطر آمدنش زودتر از خودش
فضای خانه را عطر آگین کند...و سؤالی تکراری . . که نام ادوکلن تو چسیت ؟؟!! .
تا بخندد...تا در خنده هایش زندگی را بفهمی و احساسش کنی.دیگر تعداد عکس های
یادگاری را ندانی!!! تا هر بار پس از دیدنشان از شدت عشق و احساس...شوق و ذوق
زندگی.سوزش قطر
برچسب: دوست,
نویسنده: حامد فرهادی
ما ز یاران چشم یاری داشتیم . . . خود غلط بود آنچه می پنداشتیمدوستان گرامی . . . رهگذران ارجمند . . اندک تاملی . .
همه گاه نام خسرو با شاخصه هایی شناخته شده همراه بوده
انواع درودها ، نقطه ای که آغازگر هر سطریست و در پایان
دو گُل سرخ به رسم احترام .
بارها و بارها خواهش و التماس که . . . دوستان هر چه می نویسیم
نام شاعر و نویسنده اش را ذکر کنیم . این ، یعنی حفظ حقوق شاعر
و نویسنده . نیز نوعی احترام بخویشتن است
اما . . فضا . . فضای مجازیست !! سرقت . پشت سرقت !!! خسته
شدم !! تصمیم گرفتم با سرقتی در روز روشن عبرت پذیرشان
باشم !! . غزل شیوای استاد محزونی را که برایم کامنت گذاشته
بودند با